چقدر هدفمون رو می شناسيم؟ آيا مي دانيد كه 9/ 99 درصد وجود ما فضاي خالي است؟ با بهترين تلسكوپ يك بيليون ستاره در كهكشان راه شيري كشف شده و آيا مي دانيد تا كنون بيش از يك بيليون كهكشان مشابه راه شيري و بزرگتر از آن كشف شده است؟ ما كجاي اين دنياي عظيم هستيم. بد نيست كمي به اين موضوع فكر كنيم............. گر رود دیده و عقل و خرد و جان تو مرو ∙∙∙∙∙∙∙∙∙∙∙∙∙∙ که بود دیدن تو خوشتر از ایشان تو مرو∙∙∙∙∙∙∙∙∙∙∙∙∙∙∙هست طومار دل ما به بلندای ابد ∙∙∙∙∙∙∙∙∙∙∙∙∙∙∙∙∙∙∙∙∙∙∙∙∙∙برگرفته زسرش تا سوی پایان تو مرو

ذهن آزاد
۱ ذهن آزاد
یکشنبه ۳٠ فروردین ،۱۳۸۸
آدرس جدید وبلاگ

آدرس جدید وبلاگ ذهن آزاد

www.zehne-azad.blogfa.com

 

Pedram kHODABAKHSH

دوشنبه ۱٦ بهمن ،۱۳۸٥
تغيير دادن دنيا

بر سر گور كشيشي در كليساي وست مينستر نوشته شده است : 

كودك كه بودم مي خواستم دنيا را تغيير دهم. بزرگتر كه شدم متوجه شدم دنيا خيلي بزرگ است من بايد انگلستان را تغيير دهم . بعد ها انگلستان را هم بزرگ ديدم و تصميم گرفتم شهرم را تغيير دهم . در سالخوردگي تصميم گرفتم خانواده ام را متحول كنم . اينك كه در آستانه مرگ هستم مي فهمم كه اگر روز اول خودم را تغيير داده بودم ، شايد مي توانستم دنيا را هم تغيير دهم!!!

Pedram kHODABAKHSH

سه‌شنبه ۳ بهمن ،۱۳۸٥
قهرمان تنيس

آرتو اشي (Arthur Ashe) قهرمان افسانه اي تنيس ويمبلدون به خاطر خون آلوده اي که در جريان يک عمل جراحي در سال 1983 دريافت کرد، به بيماري ايدز مبتلا شد و در بستر مرگ افتاد. او از سراسر دنيا نامه هايي از طرفدارانش دريافت کرد. يکي از طرفدارانش نوشته بود: «چرا خدا تو را براي چنين بيماري دردناکي انتخاب کرد؟‌» آرتور در پاسخش نوشت:در دنيا، 50 ميليون کودک بازي تنيس را آغاز مي کنند. 5 ميليون نفر ياد مي گيرند که چگونه تنيس بازي کنند.500 هزار نفر تنيس را در سطح حرفه اي ياد مي گيرند.50 هزار نفر پا به مسابقات مي گذارند. 5 هزار نفر سرشناس مي شوند. 50 نفر به مسابقات ويمبلدون راه پيدا مي کنند، چهار نفر به نيمه نهايي مي رسند و دو نفر به فينال ... و آن هنگام که جام قهرماني را روي دستانم گرفته بودم، هرگز نگفتم خدايا چرا من؟ و امروز هم که از اين بيماري رنج مي کشم، نيز نمي گويم خدايا چرا من؟

Pedram kHODABAKHSH

چهارشنبه ٢٧ دی ،۱۳۸٥
من تنها خدا را دوست دارم...

 

  • از وقتي سقف خانه مان چکه مي کند از باران بدم مي آيد..

  • از وقتي مادرم پاي دار قالي مرد از قالي بدم مي آيد

  • از وقتي برادرم به شهر رفت و ديگر نيامد از شهر بدم مي آيد

  • از وقتي پدرم شبها گريه مي کند از شب بدم مي آيد

  • از وقتي دستان آن مرد سرم را نوازش کرد و بعد به پدرم سيلي زد از دستهاي مهربان بدم مي آيد..

  • از وقتي خواهرم پاهايش زير گرماي آفتاب تاول مي زند از آفتاب بدم مي آيد

  • از وقتي سيل آمدو مزرعه را ويران کرد از آب بدم مي آيد و تنها خدا را دوست دارم!!!

  • چون او باران را فرستاد تا مزرعه مان خشک نشود!!! چون او شب را مي آورد که اشک هاي پدرم را هيچ کس نبيند!!!  چون او مادرم را برد پيش خودش که او هم گريه نکند!!! چون او به برادرم کمک کرد که برود تا آنجا خوشبخت تر زندگي کند!!! چون من دعا کردم و مي دانم دستهاي آن مرد را که به پدرم سيلي زد فلج خواهد کرد!!!  چون او آفتاب را فرستاد تا مزرعه جوانه بزند!!! چون او سيل را جاري کرد تا گناه انسان را از زمين بشويد!!! و من تنها خدا را دوست دارم...

Pedram kHODABAKHSH

یکشنبه ٢٤ دی ،۱۳۸٥
آيا می دانيد؟

سلامی دوباره

توی دنیای بزرگ اتفاقاتی درحال وقوع هستند که فکر کردن به بعضیاشون می تونه آدم رو به سمت بهتر شدن سوق بده. امیدوارم این مطلب بتونه مفید باشه. البته من همه این مطالب رو تایید نمی کنم.

آيا ميدانستي که موشهاي صحرايي چنان سريع تكثير پيدا ميكنند ،كه در عرض هجده ماه دو موش صحرايي قادرند يك ميليون فرزند داشته باشند
آيا ميدانستي که جنين بعد از هفته هفدهم خواب هم ميتواند
 ببيند
آيا
 ميدانستي که گربه و سگ هر كدام پنج گروه خوني دارند و انسان چهار گروه
آيا ميدانستي که
 روباهها همه چيز را خاكستري ميبينند
آيا ميدانستي که اسبها در مقابل گاز اشك آور مصون
 اند
آيا
 ميدانستي که زرافه ايستاده وضع حمل مي‌كند و نوزادش از فاصله 180 سانتي متري به زمين ميافتد
آيا ميدانستي که 1300 كره زمين در سياره مشتري جاي مي
 گيرد
آيا ميدانستي که 85% گياهان در اقيانوسها رشد ميكنند
آيا ميدانستي که سريعترين پرنده شاهين است و ميتواند با سرعت 200 كيلومتر در ساعت پرواز کند
آيا ميدانستي که قدرت بينايي جغد 82 برابر قدرت ديد انسان است
آيا ميدانستي که در شيلي منطقه ی صحرايي وجود دارد كه
 هزاران سال است در آن باران نباريده است
آيا ميدانستي هر 50 ثانيه يک نفر در دنيا به بيماری ايدز
 مبتلا ميشود
آيا ميدانستي که وزن اسكلت انسان بالغ سيزده تا پانزده
 كيلوگرم است
آيا ميدانستي که خرس قطبي هنگامي كه روي دو پا مي‌ايستد
 حدود سه متر است
آيا ميدانستي زرافه ميتواند با زبانش گوشهايش را تميز
 کند
آيا
 ميدانستي خرگوش و طوطي تنها حيواناتي هستند كه مي‌توانند بدون برگشتن اشياء پشت سر خود را ببينند
آيا ميدانستي که اگر همه يخهاي قطب جنوب آب شود بر سطح
 آب اقيانوسها هفتاد متر اضافه مي شود و در اين صورت يک چهارم خشکيهای کره زمين زير آب ميرود.
آيا ميدانستي که كبد يا جگر تنها عضو داخلي بدن است كه
 اگر با عمل جراحي قسمتي از آن برداشته شود دوباره رشد ميكند
آيا ميدانستي که ميزان
 انرژي كه خورشيد در يك ثانيه توليد ميكند ، براي توليد برق مورد نياز تمام كشورهاي جهان به مدت يك ميليون سال كافي است
آيا ميدانستي هر عنكبوت تار ويژه خود را دارد و هيچگاه
 تارهای آنها به هم شبيه نيستند
آيا ميدانستي که اگر در يك سال هيچ يك از نسلهاي يك جفت
 مگس نر و ماده از بين نروند ، حجم مگسهاي متولد شده با حجم كره زمين برابر ميشود
آيا ميدانستي که طول قد هر انسان سالم برابر هشت وجب دست خود اوست
آيا
 ميدانستي که سريع ترين عضله بدن انسان زبان است
آيا ميدانستي که شبكه
 چشم 135 ميليون سلول احساس دارد كه مسووليت گرفتن تصاوير و تشخيص رنگها را بر عهده دارد
آيا
 ميدانستي که بدن انسان پنجاه هزار كيلومتر رشته عصبي دارد
آيا ميدانستي که در برج
 ايفل دو ميليون و نيم پيچ به كار رفته است
آيا ميدانستي طول رگهاي
 بدن انسان پانصد و شصت هزار كيلومتر است
آيا ميدانستي که هشت پا با وجود داشتن بدني بزرگ ميتواند
 از سوراخي به قطر پنج سانتيمترعبور كند
آيا ميدانستي که تنها موجودي كه ميتواند به پشت بخوابد
 انسان است
آيا ميدانستي چشم سالم انسان ميتواند ده ميليون رنگ را
 مختلف را ببيند و آنها را از يکديگر تميز دهد
آيا ميدانستي که فيل
 بالغ در روز بطور متوسط دويست و بيست كيلوگرم غذا و دويست ليتر آب مصرف ميكند
آيا
 ميدانستي که اگر زني به كوررنگي مبتلا باشد، فرزندان پسر اوكوررنگ ميشوند
آيا ميدانستي كوههاي
 آلپ در سال حدود يك سانتيمتر بلند ميشوند
آيا ميدانستي که همه
 نوزادان ميگو نر متولد مي شوند و بعد از چند هفته بخشي از نوزادان به ماده تبديل مي شوند
آيا
 ميدانستي وزن كوه يخي متوسط الحجم بيست ميليون تن است
آيا ميدانستي حس بويايي
 انسان قادر به دريافت وتشخيص ده هزار بوي متفاوت است
آيا ميدانستي يك قطره
 آب داراي يك‌ صد ميليارد اتم است
آيا ميدانستي که تعداد افرادي كه سالانه از نيش زنبور
 ميميرند بيشتر از كساني است كه سالانه از نيش مار ميميرند
آيا ميدانستي که خورشيد
 روزانه معادل صد و بيست و شش هزار ميليارد اسب بخارانرژي به زمين مي‌فرستد
آيا
 ميدانستي که گرده گل هرگز فاسد نمي شود و از محدود مواد طبيعي است که تا زمان نا محدودي باقي مي ماند
آيا ميدانستي که حس بويايي خرس تقريبا صد برابر قوي تر
 از انسان است
آيا ميدانستي که تا قرن پنجم ميلادي متوسط عمر مردم
 اروپا از سي سال فراتر نمي‌رفت
آيا ميدانستي مغز فيزيكدان نابغه، آلبرت اينشتين پانزده
 درصد از حجم مغز انسان عادي بزرگتر بود
آيا ميدانستي تنها چيزي كه در اسيد حل نمي‌شود الماس است
 و فقط خيلي زياد آن را از بين مي‌برد
آيا ميدانستي که هنگام صحبت براي بيا ن هر كلمه هفتاد و
 دو ماهيچه به كار گرفته مي‌شود
آيا ميدانستي که اگر تكثير باكتري تا بيست و چهار ساعت
 ادامه يابد ، توده دو تني از يك باكتري بوجود مي آيد
آيا ميدانستي يك ميليون
 سياره به اندازه زمين در خورشيد جاي مي گيرد
آيا ميدانستي که خرسها
 موجوداتي چپ دست هستند
آيا ميدانستي که هر يك ليتر بنزين معادل بيســــــــت و
 سه و نيم تــــــــن گياهان مدفون شده در قرنها پيش است
آيا ميدانستي که
 آلباتوس که يک نوع مرغ دريايي ست بلندترين بالها را دارد فاصله دو نوک بالهای او تا دو متر ميرسد و درضمن آنها مي توانند در حال پرواز بخوابند
آيا ميدانستي کوه قره
 قوروم در هند بعد از کوه هيماليا با تفاضل دويست و سه و هفت متر بلندترين کوه دنيا ميباشد
آيا
 ميدانستي هر ساله حدود پانصد شهاب‌سنگ نسبتا" بزرگ به زمين برخورد مي‌كند
آيا ميدانستي 17 هزار
 نوع زنبور در جهان شناسايي شده است
آيا ميدانستي که بلندی شترمرغ به دو متر و نيم و وزنش به
90 کيلو ميرسد
آيا ميدانستي که لاکپشت در بين جانوران جهان، طولاني
 ترين عمر را دارد و ممکن است تا150سال عمر کند
آيا ميدانستي که باز
 مهاجر، يا عقاب اردکي، تيز پروازترين پرنده است آنها مي تواند دقيقه اي چهار تا هشت کيلومتر پرواز کند
آيا ميدانستي که مرغ زرين بال کوچکترين پرنده است وزن
 نوع سرخ گلوي بالغ آن کمتر از وزن يک دو ريالي است
آيا ميدانستي که پروانه
 هرکول استرالياي که فاصله دو نوک بالهاي آن در حالت گسترده سي و پنج سانتي متراست، بزرگترين پروانه جهان است
آيا ميدانستي نيروي نگهدارنده در پاهاي عنكبوت که تعداد
 آنها هشت عدد می باشد، حتي بر روي يك سطح صاف و صيقلي به اندازه اي است كه قادر است وزني معادل صد و شصت برابر وزن خود را تحمل كند
آيا ميدانستي کنه که
 حشره ای ريز است، ميتواند يک سال تمام بدون غذا زنده بماند
آيا مي دانستيد بيشترين
 سرعتي كه يك جسم مي تواند در اثر سقوط آزاد داشته باشد حدود ۱۲۰ مايل در ساعت است و ديگر از اين سرعت تجاوز نمي كند، دليل اين امر اصطکاک هوا ميباشد
آيا ميدانستي که حداكثر
 سرعت لاك پشت هاي غول پيكر چهار و نيم متر در دقيقه است كه خرگوش اين فاصله را در كمتر از نيم ثانيه مي پيمايد
آيا ميدانستيد که مساحت سطح کره زمين
۵۱۵ ميليون کيلومتر مربع است دبا مقايسه با مساحت وسعت ايران ميتوان نتيجه گرفت که ايران ۳۲/۰ ٪ از سطح زمين را تشکيل ميدهد
آيا ميدانستي گوش و بيني در تمام طول عمر انسان در حال رشد ميباشد و بزرگتر ميشود
آيا ميدانستي نام پايتخت قرقيزستان بيشکک است و مساحت آن
 از استان کرمان کمتر است
آيا ميدانستي بيش از صد ميليــــــــارد کهکشان تا به
 اکنون در جهان شناسايي شده اند
آيا ميدانستي که اسب ماده سي دندان و اسب نر سي و شش
 دندان دارد
آيا ميدانستي که آب دريا بهترين ماسک زيباي پوست است،
 البته بخاطر منيزيم و املاح معدني موجود در آب دريا ميباشد
آيا ميدانستي که سياره
 اورانوس پانزده قمر « ماه » دارد
آيا ميدانستي که زمين از حيث بزرگي پنجمين و از حيث
 فاصله با خورشيد ، سومين سياره منظومه شمسي است
آيا ميدانستي که زهر مار کبری بيشتر بر روی مراکز تنفسی اثر کرده و باعث خفگی صيد می‌شود
آيا ميدانستي که بيشتر سردردهای معمولي از کم نوشيدن آب
 ميباشد
آيا
 ميدانستي کشور بلغارستان از نصف استان کرمان هم کوچکتر است
آيا ميدانستي اندونزی
 چهارمين کشور پر جمعيت دنيا بعد از چين و هند و آمريکا مي باشد
آيا ميدانستي که
 ايرانها روزانه بطور متوسط حتي نصف استکان هم شير نــــــميخورند (به یاد باغ مظفر)
آيا ميدانستي که شواهد
 نشان داده است که انسان از هفتاد هزار سال پيش لباس بر تن ميکرده است
آيا ميدانستي که
 انسانهای امروزی بطور متوسط شش سال از عمرش را تلويزيون نگاه ميکند و شش سالش را هم صرف غذا خوردن ميکنيم و يک سومش را هم ميخوابد
آيا ميدانستي که دود سيگار موجود در محيط بيشتر از مصرف مواد قندی در پوسيدگي دندانهای کودکان نقش دارد
آيا
 ميدانستي که پروانه ها، چشم هاي مرکب دارند که تعداد آنها گاهي به هجده هزار مي رسد
آيا
 ميدانستي که بی رحم ترین حشره دنیــا حشره دعا خوان ماده است.هنگامی که حشـــره ماده از همسرش باردار می شود، به آن نیش می زند و همسر نیمه جان پس از جفتگیری غذای لذیـذی برای حشــــــــره ماده می شود
آيا ميدانستي که ما حتي در روزهای ابری هم در معرض اشعه
 بنفش خورشيد مي باشيم ، بين هفتاد تا هشتاد درصد از اين نور ميتواند به راحتي از ابرها ردّ شوند
آيا ميدانستي که يک نوع پشه وجود دارد که در ثاتيه هزار
 بار بال ميزند
آيا ميدانستي که نمک از پنج هزار سال پيش در سفره ما
 انسانها بوده است
آيا ميدانستي که خطر بيماري قلبي و سرطان ريه در افراد
 غير سيگاري كه در خانه در معرض دود سيگار اطرافيانشان هستند، بيست و پنج درصد بيشتراز ديگران است
آيا ميدانستي که ستارگان ابي داغتر از خورشيد و قرمز ها
 سردتر از آن هستند
آيا ميدانستي که استرس تا 5 برابر سيستم ايميني بدن را
 پايين ميآورد
آيا میدانستيی که پيشانی انسان مرکز دمای انسان است يعنی
 اگر شما دمای پيشانيتان را تغيير دهيد دمای بدنتان هم به همان انداره تغيير ميکند اين يکی از دلايلی است که وقتی ما می خواهيم ببينيم که آيا تب داريم يا نه دستمان را روی آن ميگذاريم
آيا ميدانستي که اگر روند شيوع سرطان درهمين حد بماند
 حدود سي و پنج درصد احتمال دارد كه شمادر طول زندگي تان به يكي از انواع سرطان مبتلا شويد
آیا میدانستی اگر تمام رگهاي خوني را در يك خط بگذاريم
 تقريبا 97000 كيلو متر ميشود.

منبع:

http://kevarh.mihanblog.com/More-10.ASPX

Pedram kHODABAKHSH

یکشنبه ٢۳ مهر ،۱۳۸٥
همين دو جمله

به نظر من اين دو جمله خيلي مي تونن موثر باشن. هنوز با وجود اينکه چند سال گذشته، از ذهنم پاک نشدن.

عجيب است براي آناني كه با قدمهاي كوتاه پيش مي روند دل مي سوزاني نه براي آنها كه ذهني كند دارند.

جبران خليل جبران

 

تا هنگامي كه تو معتقد باشي مهم ترين چيز عالم هستي نخواهي توانست دنياي اطرافت را واقعا دريابي. مانند اسبي خواهي بود با چشم بند، فقط خودت را مي بيني جداي از همه عالم.

دون خوان - استاد كارلوس كاستاندا

 

Pedram kHODABAKHSH

چهارشنبه ٥ مهر ،۱۳۸٥
هرگز

زمان! به من آموخت که دست دادن معني رفاقت نيست.... بوسيدن قول ماندن نيست..... و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست ..... هيچ وقت دل به کسي نبند چون اين دنيا اين قدر کوچيکه که توش دو تا دل کنار هم جا نميشه ... اگر هم دل بستي هيچ وقت ازش جدا نشو چون اين دنيا اين قدر بزرگه که ديگه پيداش نمي کني

__________________
هرگز نگو.........
هرگز نگو كه دوست داري ..........اگر حقيقتا به ان اهمبت نمي دهي
درباره احساسات سخن نگو..........اگرواقعاوجود ندارد
هرگز دستي را نگير ............... .وقتي قصد شكستن قلبش را داري
هرگزنگو براي هميشه ...............وقتي ميداني جدا ميشوي
هرگز به چشماني نگاه نكن .........وقتي قصد دروغ گفتن داري
هرگزسلامي نده ......................وقتي ميانش خداحافظي در پيش است
به كسي نگو كه تنها اوست ........وقتي كه در ذهنت به ديگري فكر ميكني
وهرگزقلبي را قفل نكن.............وقتي كليدش را نداري

 

Pedram kHODABAKHSH

چهارشنبه ٢٩ شهریور ،۱۳۸٥
۵۰ روش براي دوست داشتن ديگران

 وقتي اين مطالب رو خوندم ديدم  روش هاي خوبي براي دوست داشتن مردم توش ذکر شده (البته اين روش ها  رو به شما توصيه نمي کنم چون عواقب خاص خودش رو داره)

1.             روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن  

2.             سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زود تر راه بيفتند 

3.             وقتي ميخواين برين دست به آب با صداي بلند به اطلاع همه برسونين 

4.             وقتي از کسي آدرسي رو مي پرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين 

5.             کرايه تاکسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون به صورت اسکناس هزاري پرداخت کنيد 

6.             همسرتون رو با اسم همسر قبليتون صدا بزنين 

7.             جدول نيمه تموم دوستتون رو حل کنين  

8.             روي اتوبان و جاده روي لاين منتهي اليه سمت چپ با سرعت پنجاه کيلومتر در ساعت حرکت کنين  

9.             وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستند مرتب کانال رو عوض کنين 

10.         از بستني فروشي بخواين که اسم پنجاه و چهار نوع بستني رو براتون بگه 

11.         در يک جمع سوپ يا چايي رو با هورت کشيدن نوش جان کنين 

12.         به کسي که دندون مصنوعي داره بلال تعارف کنين 

13.         وقتي از آسانسور پياده ميشين دکمه هاي تمام طبقات رو بزنين و محل رو ترک کنين 

14.         وقتي با بچه ها بازي فکري مي کنين سعي کنين از اونها ببرين 

15.         موقع ناهارتوي يک جمع جزئيات تهوع وگلاب به روتون استفراغي که چند روز پيش داشتين رو با آب و تاب تعريف کنين 

16.         ايده هاي ديگران رو به اسم خودتون به کار ببرين 

17.         بوتيک چي رو وادار کنيد شونصد رنگ و نوع مختلف پيراهنهاشو باز کنه و نشونتون بده و بعد بگين هيچ کدوم جالب نيست و سريع خارج بشين 

18.         شمع هاي کيک تولد ديگران رو فوت کنين 

19.         اگر سر دوستتون طاسه مرتب از آرايشگرتون تعريف کنين 

20.         وقتي کسي لباس تازه مي خره بهش بگين خيلي گرون خريده و سرش کلاه رفته 

21.         صابون رو هميشه کف وان حموم جا بذارين 

22.         روي ماشينتون بوقهاي شيپوري نصب کنين 

23.         وقتي دوستتون رو بعد ازيه مدت طولاني مي بينين بگين چقدر پير شده 

24.         وقتي کسي در جمعي جوک تعريف مي کنه بلافاصله بگين خيلي قديمي بود 

25.         چاقي و شکم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش يادآوري کنين 

26.         بادکنک بچه ها رو بترکونين 

27.         مرتب اشتباه لغوي و گرامري ديگران هنگام صحبت رو گوشزد کنين و بهش بخندين 

28.         وقتي دوستتون موهاي سرش رو کوتاه ميکنه بهش بگين موي بلند بيشتر بهش مي ياد 

29.         بچه جيغ جيغوي خودتون رو به سينما ببرين 

30.         کليد آپارتمان طبقه سيزدهم تون رو توي ماشين جا بذارين و وقتي به در آپارتمان رسيدين يادتون بياد! ﴿اين راه همجنبه هايي از مازوخيسم در بر داره 

31.         ايميل هاي فورواردي دوستتون رو هميشه براي خودش فوروارد كنين 

32.         توي كنسرتهاي موسيقي بزرگ و هنري ، بي موقع دست بزنين 

33.         هر جايي كه مي تونين ، آدامس جويده شده تون رو جا بذارين! ﴿توي دستكش دوستتون بهتره 

34.         حبه قند نيمه جويده و خيستون رو دوباره توي قنددون بذارين 

35.         نصف شبها با صداي بلند توي خواب حرف بزنين 

36.         دوستتون كه پاش توي گچه رو به فوتبال بازي كردن دعوت كنين 

37.         عكسهاي عروسي دوستتون رو با دستهاي چرب تماشا كنين 

38.         پيچهاي كوك گيتار دوستتون رو كه ۵ دقيقه ديگه اجراي برنامه داره حداقل ۲۷۰ درجه در جهات مختلف بچرخونين 

39.         با يه پيتزا فروشي تماس بگيرين و شماره تلفن پيتزا فروشي روبروييش كه اونطرف خيابونه رو بپرسين 

40.         شيشه هاي سس گوجه فرنگي و هات سس فلفل رو عوض كنين 

41.         موقع عكس رسمي انداختن براي هر كس جلوتونه شاخ بذارين 

42.         توي ظرفهاي آجيل براي مهموناتون فقط پسته ها و فندقهاي دهان بسته بذارين 

43.         شونصد بار به دستگاه پيغام گير تلفن دوستتون زنگ بزنين و داستان خاله سوسكه رو تعريف كنين 

44.         توي روزهاي باروني با ماشينتون با سرعت از وسط آبهاي جمع شده رد بشين 

45.         توي جاي كارت دستگاههاي عابر بانك چوب كبريت فرو كنين 

46.         جاي برچسبهاي قرمز و آبي شيرهاي آب توالت هتل ها رو عوض كنين 

47.         يكي از پايه هاي صندلي معلم يا استادتون رو لق كنين 

48.         توي مهموني ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواين كه هر چي شعر بلده بخونه 

49.         چراغ توالتي كه مشتري داره و كليد چراغش بيرونه رو خاموش كنين 

50.         ورقهاي جزوه ء ۳۰۰ صفحه اي دوستتون كه ازش گرفتين زيراكس كنين رو قاطي پاتي بذارين ، يه بر هم بزنين ، بعد بهش پس بدين 

منبع سايت تک گل

Pedram kHODABAKHSH

پنجشنبه ٩ شهریور ،۱۳۸٥
ما و ديگران

Did you know that those who appear to be very strong in heart, are real weak and most susceptible?  
آيا ميدانستيد آنهايی که از نظر احساسی بسيار قوی به نظر ميرسند در واقع بسيار ضعيف و شکننده هستند



Did you know that those who spend their time protecting others are the ones that really need someone to protect them?  
آيا ميدانستيد که آنهايی که زندگيشان را وقف مراقبت از ديگران ميکنند خود به کسی برای مراقبت نياز دارند


  

Did you know that the three most difficult things to say are:  
 
I love you, Sorry and help me  
آيا ميدانستيد که  سه جمله ای که بيان آنها از همه جملات سخت تر است
 
دوستت دارم  متاسفم و به من کمک کن  
ميباشد


 

Did you know that those who dress in red are more confident in themselves?  
آيا ميدانستيد که کسانی که قرمز ميپوشند از اعتماد بيشتری نسبت به خود بر خوردارند


 

Did you know that those who dress in yellow are those that enjoy their beauty?  
آيا ميدانستيدکه کسانی که زرد ميپوشند از زيبايی خود لذت ميبرند


 

Did you know that those who dress in black, are those who want to be unnoticed and need your help and understanding?  
و آیا ميدانستيد که کسانی که لباس مشکی به تن ميکنند نمیخواهند مورد توجه قرار گيرند ولی به کمک و درک شما نياز دارند


 

Did you know that when you help someone, the help is returned in two folds?  
آيا ميدانستيد که زمانی که به کسی کمک ميکنيد اثر آن دوبار به سوی شما بر ميگردد


  
 

Did you know that it's easier to say what you feel in writing than saying it to someone in the face? But did you know that it has more value when you say it to their face?  
و آيا ميدانستيد که نوشتن احساسات بسيار آسانتر از رودرو بيان کردن آنهاست اما ارزش رودرو گفتن بسی بيشتر است


 
 

Did you know that if you ask for something in faith, your wishes are granted?  
آيا ميدانستيد که اگر چيزی رابا ايمان از خداوند بخواهيد به شما عطا خواهد شد


 
 

Did you know that you can make your dreams come true, like falling in love, becoming rich, staying healthy, if you ask for it by faith, and if you really knew, you'd be surprised by what you could do.    
آيا ميدانستيد که شما ميتوانيد به روياهايتان جامه عمل بپوشانيد روياهايی مانند عشق ثروت سلامت اگر آنها رابا اعتقاد بخواهيد و اگر واقعا اين موضوع را ميدانستيد از آنچه قادر به انجامش بوديد متعجب ميشديد
 


 

But don't believe everything I tell you, until you try it for yourself, if you know someone that is in need of something that I mentioned, and you know that you can help, you'll see that it will be returned in two-fold.  
اما به آنچه من به شما ميگويم ايمان نياوريد تا زمانيکه خودتان آنها را امتحان کنيد اگر شما بدانيد که کسی نياز به چيزی دارد که من گفتم و بدانيد که ميتوانيد به او کمک کنيد متوجه خواهيد شد که آن چيز دوبار به سوی شما باز خواهد گشت


 
 

Today, the ball of FRIENDSHIP is in your court, send this to those who truly are your friends (including me if I am one). Also, do not feel bad if no one sends this back to you in the end, you'll find out that you'll get to keep the ball for other people want more ..  
امروز توپ دوستی درزمين شماست آن را برای کسانی که به واقع دوستان شما هستند بفرستيد (مانند من اگر يکی از آنها ميباشم) همچنين ناراحت نشويد اگر کسی آن رابرای شما بازپس نفرستاد شما خواهيد فهميد که بايد اين توپ را برای کسانی که به آن نياز بيشتری دارند نگهداری کنيد

Pedram kHODABAKHSH

سه‌شنبه ۱٠ امرداد ،۱۳۸٥
قورباغه ها

روزي از روزها گروهي از قورباغه هاي کوچيک تصميم گرفتند که با

Once upon a time there was a bunch of tiny frogs.... who arranged a running competition.

 هم مسابقه ي دو بدند .

The goal was to reach the top of a very high tower.
هدف مسابقه رسيدن به نوک يک برج خيلي بلند بود .

A big crowd had gathered around the tower to see the

race and cheer on the contestants....
جمعيت زيادي براي ديدن مسابقه و تشويق قورباغه ها جمع شده بودند ...

The race began....
و مسابقه شروع شد ....

Honestly,no one in crowd really believed that the tiny

frogs would reach the top of the tower.
راستش, کسي توي جمعيت باور نداشت که قورباغه هاي به اين کوچيکي

بتوانند به نوک برج برسند .

You heard statements such as:
شما مي تونستيد جمله هايي مثل اينها را بشنويد:
"Oh, WAY too difficult!!"
"
اوه,عجب کار مشکلي!!"
"They will NEVER make it to the top."
"
اونها هيچ وقت به نوک برج نمي رسند ."

or: 
يا :

"Not a chance that they will succeed. The tower is too

high!"
"
هيچ شانسي براي موفقيتشون نيست.برج خيلي بلند ه !"

The tiny frogs began collapsing. One by one....
قورباغه هاي کوچيک يکي يکي شروع به افتادن کردند ...

Except for those, who in a fresh tempo, were climbing

higher and higher....
بجز بعضي که هنوز با حرارت داشتند بالا وبالاتر مي رفتند...
The crowd continued to yell,  "It is too difficult!!! No one

will make it!"
جمعيت هنوز ادامه مي داد,"خيلي مشکله!!!هيچ کس موفق نمي شه !"
 
More tiny frogs got tired and gave up....
و تعداد بيشتري از قورباغه ها خسته مي شدند و از ادامه دادن منصرف

...

But ONE continued higher and higher and higher....
ولي فقط يکي به رفتن ادامه داد بالا, بالا و باز هم بالاتر ....
This one wouldn't give up!
اين يکي نمي خواست منصرف بشه !

At the end everyone else had given up climbing the

tower. Except for the one tiny frog who, after a big effort,

was the only one who reached the top!
بالاخره بقيه ازادامه ي بالا رفتن منصرف شدند.به جز اون قورباغه

کوچولو که بعد از تلاش زياد تنها کسي بود که به نوک رسيد !
THEN all of the other tiny frogs naturally wanted to

know how this one frog managed to do it?
بقيه ي قورباغه ها مشتاقانه مي خواستند بدانند او چگونه اين کا ر رو

انجام داده؟

A contestant asked the tiny frog how he had found the

strength to succeed and reach the goal?
اونا ازش پرسيدند که چطور قدرت رسيدن به نوک برج و موفق شدن رو پيدا

کرده؟
It turned out....
و مشخص شد که...
That the winner was DEAF!!!!
برنده ي مسابقه کر بوده!!!
 
The wisdom of this story is:
Never listen to other people's tendencies to be negative or

pessimistic....   because they take your most wonderful

dreams and wishes away from you -- the ones you have in

your heart!
Always think of the power words have.
Because everything you hear and read will affect your

actions!
نتيجه ي اخلا قي اين داستان اينه که :
هيچ وقت به جملات منفي و مأيوس کننده ي ديگران گوش نديد... چون 

اونا زيبا ترين رويا ها و آرزوهاي شما رو ازتون مي گيرند--چيز هايي که 

از ته دلتون آرزوشون رو داريد !
هيشه به قدرت کلمات فکر کنيد.
چون هر چيزي که مي خونيد يا ميشنويد روي اعمال شما تأثير ميگذاره
Therefore:
پس:
ALWAYS be....
هميشه....
POSITIVE!
مثبت فکر کنيد !
And above all:
و بالاتر از اون 
Be DEAF when people tell YOU that you cannot fulfill

your dreams!
کر بشيد هر وقت کسي خواست به شما  بگه که به آرزوهاتون نخواهيد 

رسيد !
Always think:
و هيشه باور داشته باشيد :
God and I can do this!
من همراه خداي خودم همه کار مي تونيم بکنيم
Pass this message on to 5 "tiny frogs"  you care about.
اين متن رو به 5 تا "قورباغه کوچولو" که براتون اهميت دارند بفرستيد .
Give them some motivation!!!
به اون ها کمي اميد بديد !!

Most people walk in and out of your life......but FRIENDS

leave footprints in your heart 
 
آدم هاي زيادي به زندگي شما وارد و از اون خارج ميشن... ولي

دوستانتون جا پا هايي روي قلبتون جا خواهند گذاشت

 

Pedram kHODABAKHSH

چهارشنبه ٢۱ تیر ،۱۳۸٥
خدای من

گفتم : خداي من ، دقايقي بود در زندگانيم که هوس مي کردم سر سنگينم را که پر از دغدغه ي ديروز بود و هراس فردا بر شانه هاي صبورت بگذارم ، آرام برايت بگويم و بگريم ، در آن لحظات شانه هاي تو کجا بود ؟
گفت: عزيز تر از هر چه هست ، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگي که در تمام لحظات بودنت بر من تکيه کرده بودي ، من آني خود را از تو دريغ نکرده ام که تو اينگونه هستي . من همچون عاشقي که به معشوق خويش مي نگرد ، با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم
گفتم : پس چرا راضي شدي من براي آن همه دلتنگي ، اينگونه زار بگريم ؟
گفت : عزيزتر از هر چه هست ، اشک تنها قطره اي است که قبل از آنکه فرود آيد عروج مي کند ،
اشکهايت به من رسيد و من يکي يکي بر زنگارهاي روحت ريختم تا باز هم از جنس نور باشي و از حوالي آسمان ، چرا که تنها اينگونه مي شود تا هميشه شاد بود    .
گفتم : آخر آن چه سنگ بزرگي بود که بر سر راهم گذاشته بودي ؟
گفت : بارها صدايت کردم ، آرام گفتم از اين راه نرو که به جايي نمي رسي ، تو هرگز گوش نکردي و آن سنگ بزرگ فرياد بلند من بود که عزيز از هر چه هست از اين راه نرو که به ناکجاآباد هم نخواهي رسيد .
گفتم : پس چرا آن همه درد در دلم انباشتي ؟
گفت : روزيت دادم تا صدايم کني ، چيزي نگفتي ، پناهت دادم تا صدايم کني ، چيزي نگفتي،
بارها گل برايت فرستادم ، کلامي نگفتي ، مي خواستم برايم بگويي آخر تو بنده ي من بودي  ،
چاره اي نبود جز نزول درد که تو تنها اينگونه شد که صدايم کردي  .
گفتم : پس چرا همان بار اول که صدايت کردم درد را از دلم نراندي ؟
گفت : اول بار که گفتي خدا آنچنان به شوق آمدم که حيفم آمد بار دگر خداي تو را نشنوم ، تو باز گفتي خدا و من مشتاق تر براي شنيدن خدايي ديگر ، من اگر مي دانستم تو بعد از علاج درد هم بر خدا گفتن اصرار مي کني همان بار اول شفايت مي دادم  .
گفتم : مهربانترين خدا ، دوست دارمت  .
گفت : عزيز تر از هر چه هست من دوست تر دارمت .

 

Pedram kHODABAKHSH

یکشنبه ٢۱ خرداد ،۱۳۸٥
با هم
ما خودمان را متقاعد مي کنيم به اين که زندگي بهتر خواهد شد وقتي که ازدواج کنيم و خانواده اي تشکيل دهيم.سپس سر خورده و نا اميد مي شويم  چرا که بچه هاي ما کوچک هستند و به توجه دائمي نياز دارند، پس به اميد آينده بهتري هستيم تا آنها بزرگ شوند بعد که به سن نوجواني رسيدند وما درگير مشکلات آنها هستيم آرزوي گذشتن آنها از سن بحران و فرداي شادتري  را داريم.....به خودمان وعده ميدهيم زندگي بهتري را..............وقتي من و همسرم با هم تلاش کنيم،تا ماشين بهتري تهيه کنيم،تا به مسافرت تفريحي برويم،تا......بالاخره بازنشسته شويم.
حقيقت اين است که هيچ زماني براي شاد بودن بهتر از زمان حال نيست.زندگي هميشه پر از درگيري و سعي و تلاش است.چه بهتر قدرت رويارويي با آنها را داشته باشيم و عليرغم تمام مشکلات تصميم بگيريم شاد زندگي کنيم.
 
براي مدت مديدي به نظر هر کسي مي رسد که زندگي واقعي را بايد از جائي شروع کرد ،ولي هميشه موانعي سر راه وجود دارد-تجربيات سختي که بايد از سر گذراند --کارهايي که بايد به سرانجام برسد--زماني که بايد صرف انجام کاري شود--قبضي که بايد پرداخت شود سپس...........تازه زندگي آغاز خواهد شد.اين عقايد کمک کرد تا بفهمم ..هيچ جاده اي تا سعادت و خوشبختي نيست بلکه خوشبختي همان راه ولحظه هاي زندگي است که طي مي کنيم.
پس از تمام لحظات زندگيت لذت ببر......کافيست در انتظار بودن براي اتمام تحصيلات يا شروع آن.به دست آوردن پول يا خرج کردن آن ،براي کاري را شروع کردن،براي ازدواج،براي يک روز تعطيل،خريد ماشين جديد،دادن قرضها،براي بهار،تابستان،پاييز وزمستان،براي اول ماه،پانزدهم ماه،براي آهنگي که قراره از راديو پخش بشه،براي مردن ،براي دوباره زنده شدن.......قبل از اينکه تصميم بگيري شاد باشي.
 
 
شاد بودن يک سفر طولاني است،نه يک مقصد
هيچ زماني براي شاد بودن بهتر از زمان حال نيست..............
زندگي کن و از تمام لحظاتش لذت ببر.
 
آيا به خاطر مي آوري:نام  پنج نفر از ثروتمندترين اشخاص جهان،پنج شخصي که در سالهاي اخير ملکه زيبايي جهان شده اند يا ده نفر از کساني که جايزه نوبل را برده اند و يا حتي ده هنرپيشه اي که اخيراً اسکار گرفته اند.......نسبتاً مشکل است.نگران نباش هيچکس به خاطر نمي آورد
 
 
تشويقها پايان مي پذيرد..........مدالها را گردوغبار فرا مي گيرد..............و برنده ها خيلي زود فراموش مي شوند.............
ولي اکنون ببين آيا به خاطر مي آوري :نام سه معلمي که در پيشرفت تحصيلي تو نقش موثري داشته اند،سه نفر از دوستانت که
در زمان احتياج به تو کمک کرده اند ،يا انسانها يي که احساس خاص و زيبايي را در قلب تو به وجود آورده اند،يا اسم پنج نفر
از کساني که مايل هستي اوقات فراغت خود را با آنها بگذراني.
جواب دادن خيلي بي دردسر و راحت است ،..نيست؟
کساني که به زندگي تو معنا بخشيده اند ،جزو مشهورترين و بالا ترين افراد دنيا نيستند؛ آنها ثروت زيادي ندارند يا مدال و جايزهً
مهمي به دست نياورده اند؛ولي...........آنها کساني هستند که نگران تواند واز تو مراقبت مي کنند؛کساني که مهم نيست چگونه؛
ولي در کنار تو مي ما نند...
مدتي دربارهً آن فکر کن..........زندگي  خيلي کوتاه است........و تو ؛در کدام ليست از کساني که نام بردم هستي؟آيا مي داني؟
 
 
 
 
 
بگذار تو را ياري کنم.
تو جزو مشهورترين هاي جهان نيستي  ولي در ميان کساني هستي که من به ياد دارم اين اي-ميل را برايشان بفرستم********
 مدتي پيش در المپيک معلولان در شهر سياتل؛نـُه دونده در خط شروع براي مسابقه صـد متر ايستاده بودند؛تير شروع مسابقه
شليک شد؛دونده ها سعي مي کردند بدوند و برنده شوند.ناگهان پاي يکي از آنها پيچ خورد و افتاد و شروع به گريه کرد.هشت
دونده ديگر پس از شنيدن صداي گريه او دست از مسابقه کشيدند و باز گشتند.يک دختر عقب مانده ذهني کنار او نشست او را
در آغوش گرفت وبه او دلداري داد .سپس همهً دونده ها در کنار هم راه رفتند تا به خط پايان رسيدند..تمامي جمعيت حاضر در
استاديوم ايستاده بودند و براي آنها دست مي زدند...تشويقي که مدتي بسيار طولاني ادامه پيدا کرد.
 
 
 
کساني که نظاره گر اين صحنه بودند هنوز دربارهً آن حرف مي زنند.مـي دانيد چــرا؟
زيرا اين حادثه عميقاً در قلب ما تاثير گذاشت و ما همه مي دانيم چيزهاي مهم تري از برنده شدن يک نفر در دنيا وجود دارد.
کمک کردن به ديگران براي اين که آنها هم موفقيت را تجربه کنند*******حتي اگر به اين معني باشد که قدم هاي خود را
آهسته تر کنيم و در شيوهً زندگي خود تغييراتي ايجاد کنيم.
 
    
Pedram kHODABAKHSH

دوشنبه ۱۱ اردیبهشت ،۱۳۸٥
انتظار

منتظر آمدنم نبودی

زيرا هميشه در کنارت بودم

و اکنون که می روم

اندوهگين نمی يابمت

زيرا هيچ گاه پيشت نبودم

Pedram kHODABAKHSH

شنبه ۸ بهمن ،۱۳۸٤
پرش

بيست و پنج قرن پيش ، يك حكيم چيني به اسم لائوتسه حرفي زده است كه هم اكنون هم مورد استفاده قرار مي گيرد : " دليل اين كه رودخانه ها و درياها ، صدها جويبار كوهستاني را در خود مي پذيرند اين است كه در ارتفاعي پست تر از آن ها جريان دارند . به همين دليل هم بر همه آن ها حكم مي رانند . مرد دانا هم كه مي خواهد از همه برتر باشد ،خود را از همه پست تر مي كند . مي خواهد رهبر ديگران باشد ، پشت سر آنها حركت ميكند . بنابراين كسي سنگيني برتري آنها را حس نمي كند و هر چند مقامش برتر از همگان است ، كسي آزرده خاطر نمي شود . "

پس بگذاريد ديگران احساس كنند نظري كه ابراز مي شود ، نظر خودشان است .

هدف ها و روياهاي ما به منزله سكوي پرشي هستند به درون اقيانوس زندگي . هر چه هدف و آرزوي ما بزرگ تر و واقع بينانه تر و ارتفاع سكوي پرش ما بيشتر باشد و هر چه سختي ها و ناملايمات بيشتري را تحمل شويم به اعماق پايين تري از اقيانوس بيكران زندگي وارد شده و از نعمات و گنج هايي كه در اعماق اين اقيانوس واقع شده بيشتر بهره مند مي شويم .

هر چه هدف هاي ما كوچك و ناچيز باشد در عمق كمي از اين اقيانوس قرار مي گيريم . ولي بايد اين نكته را نيز در نظر بگيريم كه نبايد آرزوها و اهدافمان آن گونه دور از واقعيت باشند كه به قول معروف با سر به ته اقيانوس برخورد نماييم و تمام هستي و زندگي مان را به باد فنا بسپاريم .

اميدوارم كه همه در پرش از سكوي آرزوهايشان موفق باشند

 

Pedram kHODABAKHSH

سه‌شنبه ۱٠ آبان ،۱۳۸٤
بايدها و نبايدها

بايدها و نبايدها از شما يک دورغ می سازند!

اين عنوان مطلبی است که آن را يک دوست خوب در اختيارم قرار دارد.

«لائوتزو» با شاگردانش سفر می کردتا به جنگلی رسيدند که صدها چوب بر درخت ها را می بريدند. آن ها تقزيبا تمامی درختان را بريده بريده بودند جز يک درخت بزرگ با هزاران شاخه. آن درخت بزرگ به قدری بزرگ بود که حتی هزار نفر به راحتی می توانستند زير سايه اش بنشينند. «لائوتزو» از شاگردانش خواست تا بروند و دليل قطع نشدن اين درخت را بپرسند.  چوب برها پاسخ دادند:«اين درخت کاملا بی استفاده است و از آن نمی توان چيزی ساختزيرا شاخه های پرگرهی داردو هيچ کدام از آنها صاف نيستند. اين درخت را حتی نمی توان سوزاند زيرا دود ناشی از سوزاندنش برای چشم خطرناک است. در واقع ما اين درخت را به دليل بی استفاده بودنش قطع نکرده ايم.»

شاگردان بازگشتند و جريان را برای «لائوتزو» شرح دادند. او خنديد و گفت : « همانند اين درخت باشيد. زيرا اگر قابل استفاده باشيدُ از شما برای تکميل اثاثيه منزل استفاده خواهند کرد و اگر زيبا باشيد مثل يک کالا در مراکز تجاری به فروش خواهيد رسيد. پس مانند اين درخت باشيد زيرا تنها در آن صورت رشد کرده و می باليد در نتيجه هزاران نفر می توانند در سايه تان استراحت کنند.»

استدلال «لائوتزو» با استدلال ما فرق دارد. او می گويد: « آن چنان به باطن حقيق دنيا وصل شو که گويی اصلا وجود خارجی نداری. سعی نکن ارزش هايت را محک بزنی زيرا نيازی به اين کار نيست. بی استفاده بمان و لذت ببر.»

دقت داشته باشيد که موضوع اين نيست که هيچ کاری انجام ندهيد و مفيد نباشد بلکه هرکاری را که لازم است انجام دهيد ولی به ياد داشته باشيدکه بزرگترين تجربيات زندگی فراسوی کارهايی است که ما انجام می دهيم.

سيل شادی حقيقی زندگی تنها زمانی جريان دارد که کارهايی که قابل تبديل شدن به کالاهايی کم ارزش هستند را انجام ندهيد و بر آن ها چيره شويد. در اين حالت پادشتان اصلی باطنی است. رسيدن به اين يعنی قدرت يعنی دست يابی به قدرت ماورايی.

Pedram kHODABAKHSH

پنجشنبه ۱٧ شهریور ،۱۳۸٤
عجيب تر از عجيب

کتاب دنيای سوفی رو بعضياتون خوندين. سوفی توی دنياش بالاخره به اين موضوع پی می بره که يه دست عظيم وجود داره که داره دنياش می گردونه و اين موضوع بسيار مهم اگه برای هرکدوم از ما اتفاق بيفته تموم دنيامون تحت تاثير قرار ميده.

اما اون دست کيه؟

جدای از اين موضوع يکی از دوستانم به نکته خوبی اشاره کرد که من هم اون برای شما می گم: «ما هميشه منتظريم زمان بگذره و نمی دونيم پشت اين انتظار برای گذروندن زمان چه انتظاری داريم. صرفاْ داريم تلاش می کنيم که به نقطه نهاييمون نزديک تر شيمُ هر لحظه می گيم اين زمان هم بگذره- دوران دبيرستان منتظر کنکورُ بعد منتظر تموم شدن دانشگاه-بعد سربازی-بعد انتظار برای ازدواج - بعد از اون بچه و ... و در پايان چی؟» هيچ وقت سعی نمی کنيم در حال باشيم و اين خيلی ... .

جدا حقيقت به وجود اومدن ما برای اين که زمان رو به نحو غير احسن تموم کنيم؟

برای گذروندن وقت؟

شما چی فکر می کنين؟ دنيا عجيب نيست؟

Pedram kHODABAKHSH

شنبه ۳۱ اردیبهشت ،۱۳۸٤
مراقب باش

مراقب افکارت باش، آنها به گفتار تبديل می شوند.

Watch your thoughts: they become words

مراقب گفتارت باش، آنها به کردار تبديل می شوند.

Watch your words: they become actions

مراقب کردارت باش، آنها به عادات تبديل می شوند.

Watch your actions: they become habits

مراقب عاداتت باش، آنها به شخصيت تبديل می شوند.

Watch your habits: they become character

مراقب شخصيتت باش، آن سرنوشت خواهد شد.

Watch your character: It become your destiny

Pedram kHODABAKHSH

چهارشنبه ۱٤ اردیبهشت ،۱۳۸٤
کبريت؟

به نام حق

توی يه سايت يه مطلب طنز جالب بود:

سر جلسه خواستگاری...
بعد از نیم ساعت سکوت!!!

مادر داماد : ببخشین ، کبریت دارین؟
خانواده عروس : کبریت؟ کبریت برای چی؟!

مادر داماد : والا پسرم می خواست سیگار بکشه.
خانواده عروس : پس داماد سیگار می کشه.

مادر داماد : سیگاری که نه. والا مشروب خورده بعد از مشروب سیگار می چسبه.
خانواده عروس : پس الکلی هم هست؟!

مادر داماد : الکلی که نه. والا قمار بازی کرد، باخت ما هم مشروب دادیم بهش که یادش بره.
خانواده عروس : پس قمار بازی هم می کنه؟!

مادر داماد : آره ، دوستاش توی زندون بهش یاد دادن.
خانواده عروس : پس زندانم بوده؟!

مادر داماد : زندان که نه. والا معتاد بود، گرفتنش یه کمی بازداشتش کردن.
خانواده عروس : پس معتادم بوده؟!

مادر داماد : آره معتاد بود، زنش لوش داد.
خانواده عروس : زنش؟؟؟!!!

مادر داماد : آره ، چقدر آدمو سوال پیچ می کنین!!!
اصلا" ما کبریت نخواستیم.

نتیجه اخلاقی:
همیشه موقع خواستگاری رفتن کبریت همراهتون داشته باشین.

:)

 

Pedram kHODABAKHSH

پنجشنبه ٢٥ فروردین ،۱۳۸٤
تشکر

به نام حق!

سلام به همه! به: آنانکه بدارند محبت را پاس!

لطفی که دوستان نسبت به من دارن بيش از حد و من لايقش نيستم.

دنيا خيلی عجيبه و هرچی بيشتر واردش می‌شی اگه چشماتو نبندی بيشتر می تونی ببينی! بعضيا هميشه روچشماشون فيلتر دارن - بعضيا چشماشون بستن و بعضيا می بينن و صداشون درنمی ياد. کمتر کسی پيدا می شه که اولا ببينه دوما تشخيص درست بده و سوما ساکت نمونه و کاری بکنه!

به دنبال يک عشق هستم! و مفهوم عشق به نظرم بخششی بدون چشمداشت. بايد پرشد مثل يک رود و بی چشمداشت و بی انتخاب بخشيد. هرکس آمد بی آنکه از جانب رود منع شود از آب بهره می گيرد و به نظر من اين عشق است و هرنوع ديگر از دوستی يک نوع معامله.(معامله ای خوب اگه طرفين صادق باشند و سالم و پرتلاش و معامله ای بد در غير اينصورت )

اگه چيزی نمی گم دليلش فقط يه چيزه و اون اينه که دلم نمی خواد چيزی بگم که ارزش زيادی نداشته باشه - امادوستان حرف برای گفتن زياده مهم اين که چی باشه.

می گن امروز نتيجه تفکر ديروز توست!

جمله کاملا درستيه و من دقيقا به اين موضوع اعتقاد که تو اون چيزی می شی که می خوای بشی نه اون چيزی که به اون اعتقاد نداری. شرائط رو ما می سازيم و اين ماييم که گناه سستی خودمون رو به گردن موجودات ديگه می اندازيم. ماييم که به بهانه تقدير -  خواست خدا - و .... سعی می کنيم بار مسئوليت رو از گردن خودمون برداريم.

اصل ۸۰/۲۰: ۸۰ درصد از دستاوردهای هرکس نتيجه ۲۰ درصد از فعاليت های اوست. «برايان تريسي»

جمله جالبيه چون به ما می گه که يه کم بايد رفتار خودمون و بازدهی کارامون رو بازنگری کنيم. ببينيم اعتقاداتمون در هر زمينه چه از نظر دينی - چه تفکر - چه راندمان کاری و ...  چقدر بازدهی  داره و ما رو به کجا می رسونه. اگه مشکل داره عوضش کنيم - تغييرش بديم - اصلاحش کنيم و به هرحال کاری کنيم که وضع ما بهبود بيابه.

باور کنيد «فرصت همين امروزه برای عاشق بودن»

فردا .....

 

Pedram kHODABAKHSH

دوشنبه ٢٦ بهمن ،۱۳۸۳
حرف

ناپلئون می گه:

«حرفی رو بزنيد که بتونيد اون رو بنويسيد و چيزی رو بنويسيد که بتونيد که اون رو امضا کنيد و چيزی رو امضا کنيد که بتونيد بهش عمل کنيد»

حتما تابحال دقت کرديد که بيشتر مشکلات ما از حرفهای نابجای ما شروع می شه و شايد اگه رو اين موضوع تمرکز بيشتری داشته باشيم بشه خيلی از مشکلاتمون رو حل کنيم.

و يه جمله زيبای ديگه:

«آنان که گذشته خويش را به ياد نمی آورند محکوم به تکرار آن هستند» «سانتيانا»

Pedram kHODABAKHSH

[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]

رهگذر